تبليغاتX
ایشله دن گلن سسلر

پنجشنبه 30 مهر1388

آغلیرام

هاردا ایزین وار دویورام آغلیرام

گاه دورورام گاه اویورام آغلیرام

سن دئمه دای ...اونوتموش منی

من یاراما دوز ورورام باغلیرام


من سنه بیلسون نه قدر باغلیام

لاپ هامیدان چوخ سنه بئل باغلیرام

کیم نه بیلیر من نه قدر داغلیام

داغ داشی آهیمله سوکوب داغلیرام


ئوز ئوزومه قیشقیریرام باغریرام

هاممی گولور من اوتوروب آغلیرام

بیلمیرم حاقسیز یا بیر آز حاقلیام

ایندی ده وار من سنه یاس ساخلیرام


باش گوتوروم قاچماغا، من قالمیرام

آز قالیر ائشک کیمی من آنقیرام

ئولمه نه دیر ایتمه نه دیر یاش نه دیر

دونیادا قانونلاری من قانمیرام


اللهی پیغمبری من دانمیرام

جنت اعلانی یالان سانمیرام

بولبولومو مندن آلان اللهی

حیس ائدیرم امماکی اینانمیرام


گاه سحر آخشام ئوزومو دانلیرام

ئونده کی سن سیزلیگیمی آنلیرام

من نه قدر حاقسیزیدیم وای جانیم

حاق قوشو تک توم گئجه نی بانلیرام


داغ دره یه گول چیچگه باخمیرام

تویدو حنا بارماغیما یاخمیرام

سونمه دی کونلومده کی سودا اودو

باشقا نیگاریم وار اوزوک تاخمیرام


حیزلا دالینجان آخیرام،آخمیرام

دوشدو آغاج ساغ سولوما باخمیرام

یوخلامیشام،ایندی دا واخ وعده دی

سندن ایراق عزراییلی حاخلیرام


دونیا دایان دوشمه لی ام آخسیرام

چرچیوه سیز دروازیام لاخلیرام

قالماغا یوخ،آختاریرام بیر قاریش

یئر اورادا آرزیلاریم باسدیرام

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 11:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه 4 مهر1388

مشاهیر اشلق 5-موتمن الملک-وزیر امور خارجه ایران

میرزا سعید انصاری اشلقی گرمرودی معروف به موتمن الملک فرزند میرزا سلیمان انصاری و از نواده های سلیمان خان شیخ الاسلام و پسر عموی میرزا مسعود انصاری واز نسل مرشد بزرگ سلاطین صفوی،مولانا حمدالله انصاری،در حدود۲۰۰سال پیش،در سال۱۲۳۱ قمری در روستای ایشله(ایشلق)متولد شد.در عنفوان جوانی،والدین خودرااز دست داد و تحت تربیت خاله خود در تبریز قرار گرفت.(۱)

علینقی گرمرودی در نسب نامه موتمن الملک اوراچنین معرفی می کند:میرزا سعید خان موتمن الملک بن میرزا سلیمان بن میرزامحمدسعید شیخ الاسلام بن میرزامحمدرضی شیخ الاسلام بن میرزا سلیمان شیخ الاسلام بن مولانا اسحاق بن حمدالله الکرمرودیالاشلقی الانصاری.(۲)

او بخاطر درایت و ذکاوت وتوانمندی های ذاتی خود به مقامات عالیه کشوری رسید.

چنانکه احتشام السلطنه می گوید:میرزا سعیدخان ایشلقی انصاری که در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه با سمت منشیگری به خدمت میرزا تقی خان امیرکبیر درآمد و ظرف چهار سال به لقب موتمن الملک و مقام وزارتخانه رسید ومدت ۳۳ سال در این مقام باقی بود.(۳)

ناصرالدین شاه هنگام ترک تبریز ولیعهد نشین و تصاحب تخت پادشاهی در تهران،در روستای باسمنج عریضه ای به خط زیبای ملا سعید می بیند واز او بسیار خوشش آمده و به خدمت فرا میخواند.تلاس زیادی داشتم تا بدانم دستخط او چگونه بود که شاه قاجار را به حیرت وا می داشت.بالاخره در میان اسناد قدیمی مرکز مطالعات تاریخ معاصر ایران نامه ای با خط بسیار زیبا و انشای فوق العاده عالی از ایشان خطاب به سفیر ایران در بریتانیای کبیر یافتم که بی نهایت زیبا بود که در کنار عکس وی مشاهده می کنید.

با دعوت ناصرالدین شاه و راهیابی به دربار،کار منشیگری را آغاز می کند وخیلی زود رشد می کند.در سال۱۲۶۸قمری به فرمان ناصرالدین شاه به لقب خان نائل شد ودبیری کفیل وزارت امور خارجه را را عهده دار شد و به موتمن الملک ملقب گردید.فرامین ناصرالدین شاه در سالهای ۱۲۶۵تا۱۲۶۹ونیز سال۱۲۷۴ به قلم زیبای ایشان است.

سعادت نوری در رجال قاجار از قول فرهاد میرزا معتمدالدوله درباره شخصیت او می گوید:میرزا سعید خان گرمرودی از طایفه میرزا مسعود وزیر خارجه است.مشارالیه مرد باسواد وبا خطی بود که دراوایل کار در دستگاه احمدخان بیگلربیگی تبریز،سمت نویسندگی داشت وبعد خدمت میرزا محمدخان امیرنظام زنگنه رفت.میرزا تقی خان که به صدارت رسید،او را پیش کشید و موجبات پیشرفت و ترقی او را فراهم ساخت.

میرزا علی خان امین الوله نیز می افزاید:میرزا سعید خان،اهل علم بود و از ادبیات عرب و شرعیات تمتع کامل داشت.

او مدارج ترقی سیاسی را آرام آرام پیمود و هنگام عهده گیری وزارت امور خارجه در اوج پختگی بود.او پس از نویسندگی،در سال ۱۲۶۸ قمری ملقب به موتمن الملک گردید و محرم تمام اسرار و نوشتارهای محرمانه شاهانه شد.سپس به لقب خانی و منصب دبیری مهام خارجه که قائم مقام وزارت دول خارجه است،رسید.در سال۱۲۶۹ به دریافت حمایل و نشان سرتیپی مفتخر شد و در همین سال بخاطر هوش و ذکاوت و حسن درایت به مقام عالی وزارت امور خارجه ایران کبیر رسید.البته ناصرالدین شاه پس از فوت میرزا مسعود انصاری گرمرودی ،با اینکه حبله های زیادی برای عدم دسترسی موتمن الملک به مقام وزارت بسته شد،اما شاه قاجار اعتنایی بدانها نکرد و به پیشنهاد امیرکبیر در سال ۱۲۶۹ قمری او را به سمت وزیر امور خارجه منصوب نمود.

او ۳۳ سال وزیر امور خارجه ایران کبیر شد و بعید است در تاریخ، کسی اینقدر بر اریکه صدارت تکیه دهد.او در سیاست داخلی و خارجی تابع و تالی امیرکبیر و پاسدار حقوق و مصالح اسلام و کشور خود بود.چنانچه اکنون هم از ایشان شخصی متشرع که حافظ دین و وطنش بود،نام برده می شود.ایشان در طول وزارت طولانی ۳۳ سایه خودهمواره مورد خشم سفارتخانه های کشورهای غربی بود.در جریان قرارداد  امتیازات رویتر از مخالفان سرسخت صدر اعظم فراماسون،سپهسالار قزوینی بود و از دشمنان جدی میرزا ملکم خان،بنیانگذار فراماسونری و دلال قراردادهای استعماری بود.او رساله ای بلند در رد القلئات منفی فراماسونری داشت که در سال ۱۲۸۲ نوشت و به دست شاه جوان و خام داد.بیشتر به خاطر همین بودکه برای مدتی وزارت امور خارجه را رها نموده تولیت آستان قدس رضوی را بر عهده گرفت.(۴)

ارادت و حمایت امیر کبیر نسبت به موتمن الملک بسیار زیاد بود.امیرکبیر جمله معروفی داشت که در مورد در تن از رجال بزرگ درباری بود:هر گاه... را نیافتید،در میخانه ها بجویید و هر کاه موتمن الملک را نیافتید،در مساجد و اماکن مذهبی دنبالش بگردید.(۵)

 او علاوه بر اجتهاد،در ریاضیات  و ادبیات نیز سررشته داشت و از هوش و ذکاوت بالایی برخوردار بود.سیاست او در سطح عالی و دیانت او بسیار زیاد بود.

موتمن الملک در سال ۱۲۸۶ قمری حکمران گیلان شد.در سال ۱۲۸۸ دوباره وزیرامور خارجه کشور شد.از سال ۱۲۹۰ قمری به مدت ۶ سال متولی آستان قدس رضوی شد و باز از سال ۱۲۹۷ قمری برای سومین بار و اینبار به مدت ۴ سال به سمت وزیر امور خارجه کشور نصب گردید.در زمان او بود که اولین نظامنامه وزارت امور خارجه تنظیم شد و برای همین است که او را پدر وزارت امور خارجه به سبک رسمی و اداری و ازوزرای خارجه نامدار جهان می دانند.او علاوه بر فرستادن فرزندان ایران به اروپا جهت تحصیل علوم و فنون روز،در دربار خودنیز بزرگانی تربیت کرد که بعد از خود،بالاترین مناصب دولتی را اداره کردند.(۶)

اگر بگویم:مظلومیت موتمن الملک در دربار ناصرالدین شاه بیشتر از امیرکبیر بود،اغراق نگفته ام.او همیشه مورد کین و حسد اطرافیان شاه قاجار بود که نسبت به سواد و آگاهی او و میزان قرابت او به امیرکبیر و شاه قاجار بخل می ورزیدند.موتمن الملک رساله ای نوشته است به نام<رساله اصلاحیه>یا<کتابچه قانون مقدس>که برای سر وسامان دادن وضع سیاسی آشفته روزگار خود بوده است.(۷)

این رساله که از آن به عنوان نخستین قانون اساسی کشور می توان نام برد،خیلی گمنام مانده است،در حالیکه بلوغ سیاسی یک مرد را در میان جماعت نادان و بغض دار دربار قاجار می توان دید.(۸)

موتمن الملک در رساله خود،مبارزه با رشوه خواری،تاسیس مدارس علمی،اصلاح وضعیت کشاورزان،ایجاد کارخانجات صنعتی،تعدیل هزینه های حکومتی،ایجاد ارتش کلاسیک مرکزی،کنترل مرزها،ایجاد دادگاه حقوقی یا تظلم،ایجاد سیستم بانکداری و گردش پول جامعه،اعزام تعدادی به خارج جهت تحصیل علم در رشته های مختلف و...را آورده است.

موتمن الملک گرمرودی،عاقبت در سال ۱۳۰۱ قمری چشم از جهان فرو بست و طبق وصیتش،در حرم امام رضا(ع)به خاک سپرده شد.

۱-رجال وزارت خارجه،ص۱۶

۲-نسخه خطی نسب نامه موتمن الملک،کتابخانه ملی،شماره۲۱۲۳

۳-خاطرات احتشام السلطنه،ص۱۶۷

۴-خاطرات ممتحن الدوله،چاپ سنگی،کتابخانه مرکز مطالعات تاریخ معاصر ایران

۵-رجال وزارت خارجه،ص۲۷.از ذکر مقام دیگر پرهیز کردم

۶-رجال وزارت خارجه،ص۱۰۹

۷-اطلاعات سیاسی-اقتصادی،مرداد۱۳۷۷،شماره۱۳۱و۱۳۲،کتابچه قانون مقدس،علی اکبر خانمحمدی

۸-این رساله سالها قبل از انتشار قانون ملکم خان نگاشته شده است.

منبع:کلیه مطالب عینا از کتاب مشاهیر و مفاخر میانه اثر محمد صادق نائبی نقل شده است

نوشته شده توسط ایشله لی در 17:4 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 4 شهریور1388

مشاهیر اشلق 4- میرزا مسعود انصاری اشلقی-نخستین وزیر امور خارجه ایران کبیر

میرزا مسعود گرمرودی فرزند میرزاعبدالرحیم،وزیرآذربایجان ونوه میرزامحمدسعیدشیخ الاسلام،مستوفی آذربایجان بود و خود،وزیرامورخارجه ایران درعهد محمدشاه وناصرالدین شاه شد.اجداد او مقام شیخ الاسلامی آذربایجان را عهده دار بودند.

او به سبب درایت وذکاوت خود،ضمن داشتن انشا وتحریر عالی وتسلط به پنج زبان ترکی،فارسی،عربی،انگلیسی،وخصوصا فرانسه به سمت مستوفی شاهزاده عباس میرزای ولیعهد برگزیده شد.می گویند بخاطر همین محاسن،همیشه مورد توجه ولیعهد بوده همه جا در رکابش می رفت.با اینهمه،محبوبیت ومعروفیت او ونحوه نفوذش به دربار ناصرالدین شاه،بخاطر نامه ای بود که ناپلئون بناپارت از فرانسه خطاب به ناصرالدین شاه فرستاده بودوکسی در ایران این زبان را بلد نبود.میرزا مسعود آن نامه رابرای شاه ترجمه کرد وپاسخ ناپلئون را هم تنظیم کرد وبعدازآن موردتوجه شاه قرارگرفت.(۱)

احتشام السلطنه درکتاب خاطرات خود درباره اومی گوید:میرزا مسعودانصاری،شخصیت سرشناس دربارعباس میرزاو وزیرخارجه قاجار،ضیاءالسلطنه شاه سلطان بیگم،دختر هنرمند ومعروف فتحعلی شاه را به همسری داشت.(۲)

دوران وزارتش دردوره سلطنت محمدشاه قاجار و از سال۱۲۵۱قمری شروع شد.او،با ضیاالسلطنه،دخترفتحعلی شاه قاجار،ازدواج کرد و او را همیشه مشاور خود انتخاب نمود.(۳)

آثار هنری زیادی از این بانوی درباری به یادگار مانده است.از او صاحب دو دختر به نامهای شهنشاه بیگم و شاهزاده بیگم و دو پسر به نامهای میرزا حسن خان و میرزا حسین خان شد.میرزا حسن خان،نایب الوزاره شد و میرزا حسین خان،عنوان مصباح السلطنه را دریافت کرد.

امیرکبیر در دوره ناصرالدین شاه،اورا در مقام وزیر امور خارجه ابقا نمود و شاه نیز به اعتبار شناخت سابق از او حمایت کرد.او تا زمان فوتش به مدت ۷ سال این پست را بر عهده داشت.

میرزا مسعود انصاری در سال ۱۲۶۵ قمری فوت کردو در نجف به خاک سپرده شد.

در میان نسخ خطی مجلس،کتابی از ایشان یافتم به نام"تاریخ احوال ولیعهد نایب السلطنه" که در هیچ جایی از آن سخن به میان نیامده و بنده نیز در موضوع دیگری جستجو داشتم که اتفاقی به این نسخه برخورد کردم.کتابی است که خود میرزا آنرا تحریر کرده است وخط بسیار زیبای او واقعا دل هر هنردوستی را می برد.به جد،خط میرزا زیبا و ظریف بودکه تصویر صفحه نخست آنرا هم می بینید:

این کتاب در۱۱۷ صفحه به خط زیبای شکسته نستعلیق و به زبان فارسی و در ارتباط با وقایع اتفاقیه روزگار ولیعهدی تایب السلطنه تدوین شده است ومربوط به رویدادهای چند ساله پیش از۱۲۴۸قمری است.این کتاب به شماره نسخه۱۳۹۸،۱ در میان نسخ خطی کتابخانه مجلس نگهداری می شود.

۱-عبدالحسین مسعود انصاری،زندگانی من،ص۱۴

۲-خاطرات احتشام السلطنه،ص۱۶۷

۳-ناسخ التواریخ،ج ۱،قاجاریه،ص۵۳۳و۵۴۷

منبع:کلیه مطالب بالا از کتاب مشاهیر و مفاخر میانه  اثر محمد صادق نائبی نقل شده است.این کتاب در۲۷۲ صفحه در سال ۱۳۸۸ توسط انتشارات پینار کرج به چاپ رسیده است.کتاب فوق را  می توانید از کتابفروشیهای سطح شهر میانه تهیه کنید یا اگر در تهران یا کرج هستید  با انتشارات پینار کرج با تلفنهای ۰۲۶۱۲۲۲۸۴۹۶-۰۹۳۵۷۲۸۳۹۲۳-۰۹۱۲۳۴۱۶۱۸۳تماس بگیرید.

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 22:46 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 28 مرداد1388

دیروز و امروز

از من خواسته بودید عکس جدیدی از مکانی که این دو عکس قبلی گرفته شده اند تهیه کنم که  دوست عزیزمان آقای مصطفی نوروزی دقیقا از همان زاویه این دو عکس را که با عنوان"امروز"در زیر آمده برایمان تهیه کرده و  فرستاده اند از ایشان و برادر ارجمندشان آقای جلیل نوروزی که استاد بیولوژی می باشند  سپاسگزارم.

دیروز

امروز


دیروز

امروز

نوشته شده توسط ایشله لی در 20:54 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 21 مرداد1388

مشاهیر اشلق3-استاد نوش آفرین انصاری(زندگینامه و مصاحبه ای با روزنامه اطلاعات شماره24406)

زندگينامه نوش آفرين انصاري‌

نوش آفرين انصاري فرزند عبدالحسين مسعود انصاري در سيملا مركزنشين تابستاني انگليس در هند، در پاييز1318 به دنيا آمد. جابه جايي در جهات جغرافيا كه به واسطه مشاغل و مسووليت‌‌هاي پدري ديپلمات، تقديري ناگزير بود، بعدها به سير و سياحت آزاد او در جهان علم و به ويژه كتاب منجر شد.‌

از كودكي تحت تاثير شخصيت فرهيخته مادرش قرار گرفت كه به رغم فارغ‌التحصيل شدن در رشته تعليم و تربيت از آلمان هيچ گاه مجال استفاده از تخصص خود را در محيط كار نيافت و در عوض دارايي‌هاي خود را به سمت خدمات عمومي (مدرسه سازي، فرهنگنامه كودكان و نوجوانان و...) سوق داد. به جهت شغل پدر از كودكي تن به سفر سپرد؛ ازكشوري به كشور ديگر و از شهري به شهر ديگر رفت و به تعبير خودش بين فارسي، انگليسي، سوئدي، فرانسه و روسي دست و پا زد. پدر زماني كه درماندگي فرزندش را ديد، با تمام مشغله و دغدغه‌هاي شغلي، پيشنهاد كرد در كنار او به خواندن داستان شاهزاده خوشبخت اثر اسكار وايلد به انگليسي بپردازد.‌

انصاري در عنفوان جواني به پيشنهاد <محمدعلي جمالزاده> به رشته كتابداري روي آورد و كتابداري به روش علمي و دانشگاهي را در سوئيس آموخت و به طور داوطلبانه در هند ادامه داد. در ادامه فعاليتهاي بنيادي اش در عرصه كتابداري و كتابخواني، به دو مفهوم اساسي <كتاب براي همه در قالب كتابداري اجتماعي> و <مديريت مشاركتي> رسيد و از آن بهره‌ برد. در اين ميان تجربه تحصيل و يادگيري در كانادا را نيز بر مجموعه تجربياتش افزود؛ تجربه‌اي كه بعد از ازدواج با آقاي دكتر مهدي محقق تحقق يافت.

او خسته از اقامت پي در پي در روسيه، انگلستان، هلند، سوئيس، هند و... به همراه استاد محقق با دعوتنامه دانشگاه مك گيل كانادا عازم كانادا شد و تصميم به ادامه تحصيل گرفت. ‌

چند سال بعد در سال1347 با بازگشت از كانادا به رياست كتابخانه دانشكده ادبيات دانشگاه تهران برگزيده شد؛ مسووليتي كه پيش از او به عهده دكتر سيدحسين نصر بود.‌

نقطه عطف اين دوره آشنايي دكتر انصاري با خانم توران ميرهادي و <شوراي كتاب كودك> بود كه سبب پيوستن وي به اين شورا و همكاري طولاني مدت شد كه تا امروز نيز ادامه يافته است.

اين دو، دوستي ومشاركت را در تمام دوره‌هاي فكري و كاري تجربه كردند: ابتدا در كتابخانه مركزي دانشگاه تهران كه در سال 1342 مسوول راه اندازي بخش فني آن شد و بعدها در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران 1350 - 1347 و در نهايت پس از ايجاد گروه كتابداري به عنوان يك رشته رسمي در دانشگاه تهران و وارد كردن <نگرش جامعه گرا و كاربردي> به حوزه آكادميك. ‌

حاصل اين نگاه مديريتي ومشاركتي، بعدها در كارنامه انصاري منشأ خدمات بزرگي شد كه از آن جمله مي توان به ايجادكتابخانه در مناطق محروم ودوردست، اردوگاههاي پناهندگان وكانون اصلاح وتربيت، ايجاد نوعي شبكه ارتباطي ميان دانشجويان نابيناي دانشگاه براي تهيه و دستيابي به منابع درسي ويژه آنان، تدريس درس خدمات ويژه كتابداري و راه اندازي كتابخانه فراگير براي كودكان و نوجوانان با هدف <كتاب براي همه> اشاره كرد.‌

در همين مسير و در ادامه تجربه‌هاي شوراي كتاب كودك، وي از اركان تدوين اثر بزرگ فرهنگنامه كودكان و نوجوانان شد و حضور موثر و مستمري درتهيه و انتشار 11 جلد از 25 جلد فرهنگنامه كودكان و نوجوانان داشت. انصاري تاكنون استاد راهنماي بيش از 100 پايان نامه دانشجويي دانشگاه تهران از دهه چهل به اين سو نيز بوده است.‌

شركت دراجلاس اتحاديه بين‌المللي انجمن‌هاي كتابداري (ايفلا) در سال 1971، شركت در اجلاس ايفلا درسال 1976، سخنراني در 6 دانشگاه آمريكا در سال 1977 و شركت درنمايشگاه دوسالانه تصويرگران <براتيسلاوا>، نمايشگاه بين‌المللي كتابهاي كودكان <بلونيا>، چهار كنگره دفتر بين‌المللي كتاب براي نسل جوان (آلمان، هلند، هند و سوييس) و بيستمين مهرگان فرهنگي براي نسل آينده (كويت) درخلال سالهاي 1986 تا 2002 از ديگر فعاليت‌هاي اين بانوي فرهيخته ايراني به حساب مي آيد.‌

ترجمه خانم دكتر نوش آفرين انصاري از كتاب مدخل تاريخ شرق اسلامي، تاليف ژان سواژه (مركز نشر دانشگاهي، 1366) برنده جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي شد.

***

اشاره:

هيچ گفتگويي نمي‌تواند بدون حاشيه باشد؛ حاشيه‌اي گاه خوب و گاه بد. مي‌توان تخمين زد كه حاشيه‌ها در متن گفتگوها دخيلند؛ اما از آن رو كه اصل، بحث است و دايره سخن، بنابراين معمولا از حاشيه‌ها سخن به ميان نمي‌آيد. اصالت بحث و اهتمام به تام و تمام تصوير و ترسيم شدن دايره سخن، در مقوله‌اي چون زندگي از شدت و به اصطلاح فلسفي <اشتداد> برخوردار است. گفتمان زندگي، عملا به گونه‌اي است كه هيچ حاشيه‌اي را برنمي‌تابد. داراي جديتي است كه پيش و پس از خود را ناگفته مي‌نهد و ذهن را به جان كلام و تعقيب حقيقتي نو، مفهومي جديد و دريافتهايي اثر گذار و پويا متوجه مي‌كند. ما در بحث از زندگي، هرگز نمي‌توانيم به بحثهاي تكراري و عادي بسنده كنيم. زندگي خود اولين منكر و مخالف تكرار و عادي گفتن است. از اين روست كه تفسيرهاي جديد و تلقي‌هاي بديع از ارزشي خاص و استثنايي برخوردار بوده، كاشف از منظري است متفاوت، تعقلي خاص و تجربه‌هايي كه مي‌توان براي منحصر بفرد بودنشان اقامه برهان كرد.‌

در گفتگويي كه با خانم نوش‌آفرين انصاري، همسر محترم آقاي دكتر مهدي محقق انجام داديم، حاشيه سخن، چيزي جز مهر و محبت نبود؛ از آن رو كه در اولين فرصت ممكن، خواست اين كمين را اجابت كرد و جالب اينكه در نخستين گفتگوي تلفني، اين فيضي را با يك فيضي ديگر - از فيضي‌هاي خارج‌نشين - به اصطلاح اشتباهي گرفته بودند و من به محض اينكه گفتم فيضي هستم، ايشان با شور و شوقي زايدالوصف فرياد مهر برآوردند كه:<چه خبر، آنجا چه خبر؟ آب و هوا خوب است؟> و من كه نمي‌توانستم بگويم آب و هوا بد است، گفتم: بله، همه چيز خوب است، فقط من آن فيضي كه شما مي‌گوييد، نيستم، يك فيضي ديگرم و خلاصه امكان اين گفتگو فراهم شد و اينك با پرسشها و پاسخهاي كوچك و بزرگ خويش، در برابر ديدگان تيز بين خوانندگان گرامي است. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایشله لی در 15:21 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 11 مرداد1388

کم لطفی اداره آردونان میانه نسبت به روستائیان ادامه دارد

پیرزن تنها که همسفر زندگی اش چند سال پیش اورا به قصد جهان باقی ترک نموده وبچه هایش نیز برای زندگی بهتر آبادی را به مقصد شهر ترک نموده اند زنبیل اش را برداشته به قصد خرید مایحتاج روزانه اش از منزل خارج می شود.با اینکه ساعت ۹ صبح است ولی گرمای هوا برای پیرزن غیر قابل تحمل می نماید.ابتدا باید مسیر یک ونیم کیلومتری شیبداری را برای رسیدن به نانوائی طی نماید وموقع برگشت سر راه گوشت و پودر لباسشوئی بخرد.

پیرزن چند سالی است به آرتروز زانو مبتلاست که حاصل کار زیاد در محیط روستاست لذا نمی تواند زیاد پیاده روی نماید.اندکی که مسیر را طی می کند احساس می کند پاهایش دیگر توان ندارد برای همین کنار خیابانی که قبلا کوچه باریکی بود زیر سایه دیواری اندکی استراحت می کند عرق پیشانی اش را پاک کرده دوباره به کمک عصائی که اینروزها جای نوه اش را گرفته بلند شده و سربالائی را ادامه می دهد.پیرزن تا وقتی به نانوائی برسد چهار بار توقف کرده  و استراحت می کند.نزدیک نانوائی یک آن به یاد گذشته می افتد که مجبور نبود برای تهیه نان اینهمه پیاده روی کند خودش در تنور گوشه حیاط خانه اش نان خانواده را تهیه می کرد.در همین فکر بود که به نانوائی رسید می خواست داخل شود که متصدی نانوائی گفت:ننه نانمان تمام شده انشالله فردا.

پیرزن چیزی نگفت وبرگشت چه قبلا هم وقتی مسافران زیادی به روستا می آمدند این اتفاق برایش افتاده بود.

این قصه نیست بلکه واقعیتی است که چندین سال است در شش ماهه اول سال بخصوص در ایام نوروز و سه ماهه تابستان در روستای ما و احتمالا در دیگر روستاهائی که شرایطشان شبیه روستای ماست رخ می دهد.علتش هم چیزی نیست جز کمبود آرد مصرفی نانوائیها.

اداره آردونان سهمیه آرد نانوائی را بر حسب جمعیت ثابت روستا محاسبه کرده و دراختیار آن قرار می دهد.حال آنکه روستای ماکه شاید از لحاظ مهاجر فرستی در کل ایران رکورددار باشد در شش ماهه اول سال میزبان عده زیادی از این جلای وطن کرده هاست به همین سبب در ایام فوق جمعیت گاهی به دو یا سه برابر افزایش پیدا می کنددر حالیکه سهمیه آرد روستا همان مقدار قبلی است.علاوه بر این از روستاهای اطراف نیز گاهی افرادی برای تهیه نان به اشلق مراجعه می کنند که این مشکل را دو چندان می کند.

در اینجا سوالی که مطرح است این است که این افراد که در ایام تابستان به روستای خود باز می گردندنباید نان بخورند؟چرا اداره آردونان میانه علیرغم درخواستهای مکرر اقدامی در جهت حل این مشکل نمی کند؟آیا مدیران آردونان میانه نمی دانند که این افراد بالاخره باید نان مصرفی خودرا تهیه کنند حال اگر در روستا نشد مجبورند برای تهیه نان به مرکز شهرستان مراجعه کنند که این خود انتقال مشکل از جائی به جای دیگراست ضمن اینکه وقت و هزینه روستائیان مولد را نیز هدر می دهد.وانگهی پیرزنی که توان مسافرت به مرکز شهرستان را ندارد تکلیفش چیست؟

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 20:32 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 8 مرداد1388

شمال اشلق

ایشله چایی-روستاهای دیشاب-بالسین و ایورق

نوشته شده توسط ایشله لی در 20:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 25 تیر1388

گل اوینویاق

گلون گلون آلیب طالیب اوخویاق

                                      جیزیخ چکیب سققه سولاق اوینویاق

درگاز ویراق یایدا سامان سووراق

                                            آرپا بوغدا اوراخلیاق توپلویاق

اریگ ایتیب آرمود بیتیب یای ئوتوب

                                             تبرزه لر وره زانین یوخلویاق

پوری قوراخ آلاق قیراخ ور ویراق 

                                       بستانچینین قوروخجوسون اوخلویاق

چیلیک ویراخ ابه لری هیرلی یاق

                                         گلون گلون ات قات چکیب اوینویاق

چای قومونا دام داش سالیب ایو تیکک

                                        گول گول سورا ال یاندینی اوینویاق

گلون گلون آغاج کسیب چال قازاق

                                            اوندان سوراگیزلن پارانج اوینویاق

هاوار چکیب داوارلاری تی لی یک

                                         قی ایش سالیب ماللا هارای اوینویاق

اودون ییغاق اجاق قوراق چای قویاق

                                            چای پیشه نه یئر آلمانی قویلویاق

بیر کره ده ها تئشتینی اوخویاق

                                         کیمی گئدیب کیمی قالیب یوخلویاق

گلون گلون چیلتیک چالیب اوینویاق

                                            غم کدری یان دوریه قویمویاق

کت دیبی نین چر چپرین بویلویاق

                                         اوغلان قیزی بارماق دوزی هویلویاق

گردکانین هیبتی وار بویی وار

                                       گردین یئییب قاخماخلارین سویمویاق

هرمیوه نین بیر آدی وار بیر دادی

                                         اتین یئییب آغاجلارین اویمویاق

یغیشدیراق اووچولارین تله سین

                                         کهلیک لرین ایاق قابین اوغرویاق

گزسین یاواش داغین داشین دره سین

                                             بیزده باخیب فرح لنیب اوینویاق

پاییز گونو قادا بالا چوخ اولار

                                           قور قوزونو قوردا یاخین قویمویاق

آتا آنا عمور سوروب یاش کئچیب

                                            تک باشینا قوققولوقو قویمویاق

فلک قیریر بیجه بیرجه قیقاجی

                                            زمانه نین قاش گوزونه ئویمویاق

منگولیه قاققا وئریب آلدادیب

                                            آپاردی قورد شنگولونو قویمویاق


آلیب طالیب-سققه سولاق-چیلیک(چیلینگ آغاج)-ابه لر(ابه ده هیر)-ات قات-گول گول-ال یاندی-چال(منظور چاله بازی کووس)-گیزلن پارانج-قی ایش سالدی-ماللا هارای-همه اینها اسامی بازیهای محلی ما بودند در ایام کودکیمان در اشلق که متاسفانه همگی در حال فراموشی اند.

وره زان:محلی بود  در آفتابگیرترین قسمت هر باغی در اشلق جهت خشک کرذن میوه هایی از قبیل زردآلو و گلابی وآلو . 

هاتئشتی:شعرترکی قدیمی که مادر بزرگم یادم داده بود ها تئشتی تئشتی تئشتی   ووردوم گیلانی کئشدی...

اوغلان قیز بارماغی دوز:در ایام کودکی اگر پسری را می دیدیم که با دخترها همبازی شده این شعر را می خواندیم: اوغلان قیز ایچینده    بارماقی دوز ایچینده 

این کوچه باغ زیبا از اشلق هم تقدیم علیرضا

  

  

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 20:5 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 22 تیر1388

آق آلما

سلام ددیم یار آلمادی

             هیوا ئوزوم نار آلمادی

                          کونلومو بوکدوم کاغیذا

                                       ددیم گوتور آق آلمادی

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 21:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه 20 تیر1388

یک بام وسیصد هوا

انتظار نداریم دولت اسلامی روابط خود را با چین کمونیست که تا همین چند وقت پیش ملحد می خواندیمشان را به خاطر کشتار مسلمین قطع کند یا حتی یک بیانیه محکومیت صادر کند.مگر چند سال پیش برای مسلمانان مظلوم چچنی چکار کردیم؟یا بیخ گوشمان پشت مرزهایمان وقتی شیعیان علی را ارامنه قصابی میکردند چه گلی به سرشان زدیم؟ راستی باز هم انتظار دارید باور کنیم به خاطر دفاع از مسلمانان است که  سی سال است شب وروزمان را با شعار مرگ بر اسراییل سر می کنیم؟!

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 15:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه 20 تیر1388

قنبر تپه

ایشله چایی از فراز قنبر تپه

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 15:37 |  لینک ثابت   • 

جمعه 12 تیر1388

آتا

روزپدر نزدیک است این چند بیت تقدیم کسانی که چون من غم تلخ فقدان پدرانشان را تجربه کرده اند:

 

سالدی آرامیزا فلک فراقی

قویدی ئوره گیمه کوزه رن داغی

کوچه ری قوشلاردان گلدی باهاری

سوروشماق ایسته مم داها من سن سیز


دورران دره سینن گون باتان چاغی

یازین اورتاسیندا یوخاری باغی

هاچالی دره دن او باش بولاغی

سووشماق ایسته مم داها من سن سیز


اود یاندیران زامان چرشنبه چاغی

اوشاقلار ساللیان شاللی قورشاقی

گوزل کندیمیزله بایرام آخشامی

گوروشمگ ایسته مم داها من سن سیز


دونیادا ان بویوک آرزولاریما

بوتون سویندیرن دویغولاریما

گوزو یولدا قالان قوهوملاریما

قووشماق ایسته مم داها من سن سیز


اوباشدان چاغیدی اوروشلوق آیی

سماوار قایناییر اوستونده چایی

نه فدر چکه جم تانری بو داغی

یاشاماق ایسته مم داها من سن سیز

 

 

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 18:13 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 10 تیر1388

آیریلیق

باغریم آت باغری کیمی چاتدادی الله نینیم

ئورگیم دردله دولوب پاتدادی الله نینیم

سون اومیدیم هیج ائدیب بیر دفه لیک ئوزدی طبیب

منه درمانلی علاج تاپمادی الله نینیم

یاری مندن آلالی کونلومه حسرت سالالی

کاش باتیدی اولدوزوم باتمادی الله نینیم

چاتدی فرهاده شیرین هاخلادی اصلینی کرم

منه بیر خط ده گلیب چاتمادی الله نینیم

آشدی داغلار یئتیشیب مقصدینه یاتدی کولک

کونلومون فیرتیناسی یاتمادی الله نینیم

ائل اوبامدان آرالی دوغما یووامدان آرالی

دئیه جک لر قیراغین قاتدادی الله نینیم

 

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 20:18 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 3 تیر1388

نمایی از روستای گوولو(گاولیق)در غرب اشلق.

نوشته شده توسط ایشله لی در 15:17 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 2 تیر1388

اشلق (عکس از جلیل نوروزی)

زمانی اینجا بازار سرپوشیده پررونقی بود.

 

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 15:43 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 12 خرداد1388

ایشله

قیبله نامازیم قونوتوم نیتیم   کوهنه نیازیم یاشیل امنیتیم

سیررلی رازیم ئوشاق ئولفیتیم   دونیا قفس دیر ائشیگیم ایشله دی

                    کوهنه هوس دیر بئشیگیم ایشله دی


شاخدا سویوق قارقیشینا قوربانام   سئرچه سیغیرچین قوشونا قوربانام

ایشله سنین قارقوشونا قوربانام     جنتین ایتگین پاراسی ایشله دی

بخته ورین گوشواراسی ایشله دی


 حوحم آوارین گول قوخوسو کسیلمز چارباغی سا،بولبول ئوزاق چکیلمز

مالقیرانین دیب بیجاغی اکیلمز   تیرچایی نین سوزمه بالی ایشله دی

بوزگوشون ئولمز مارالی ایشله دی

حوحم آوار،چارباغ،مالقیران:از باغات معروف اشلق


ایندی بو سون طالحینه عالیشان   پیر دیبی،ماللار حیه طی،طالیشان

عصر آشودان بورادا وار نیشان   هم قاپیلی هم گالالی ایشله دی

هم آنالی هم بابالی ایشله دی

پیر دیبی،مال حیه طی،طالیشان،گالا،گالا قاپیسی:محلات قدیمی اشلق


سازلاگلیرآشیق حسن نغمه سی  دارکوچه دن کوهنه مجاهیدسسی

واردی قارا آذر آیین قوصصه سی    ممقولو بی ایشله همان ایشله دی

بیر گوزو یولدا نیگران ایشله دی

دار کوچه:نام کوچه ایست در اشلق

قارا آذر:منظور آذر۱۳۲۵

ممقولو بی:از مجاهدین دلیر اشلق که بعد از وقایع آذر۲۵ مجبور به مهاجرت به آذربایجان شمالی شد.


  هاردا باغیش باغلارینا وار نظیر   یوخدو چیمن چایلارینا تای نظیر

بوردا ایران شاهلارینا وار وزیر   میرزه مسعودلار یئتیرن ایشله دی

میرزه سعیدلر بیتیرن ایشله دی

باغیش باغی:اسم قسمتی از باغات غرب اشلق

چیمن چایی:اسم رودخانه ای است فصلی درغرب اشلق

میرزا سعید و میرزا مسعود:دو پسر عموی اشلقی که مجموعا حدود۳۲سال وزیر خارجه ایران در زمان قاجاریه بوده اند.در آینده شرح مختصری ازاین دو پسر عمو را در قسمت مشاهیر اشلق قرار خواهم داد اگر عمری باقی باشد.لازم است بدانیدتا بحال سه وزیر خارجه ایران از اشلق برخواسته اند.


  بیرده چیمن چایلارینا چای کئچر   گون دولانار ایل دولانار آی کئچر

بیرده گلیب ایپ دوغاناقداق کئچر   بیرچگی آق خان بالالی ایشله دی

هیجران الیندن یارالی ایشله دی


آردی وار(ادامه دارد)

نوشته شده توسط ایشله لی در 11:20 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 30 اردیبهشت1388

مشاهیر اشلق-2-مشاورالممالك-به نقل از روزنامه اطلاعات شماره23610

نگاهي به زندگي وفعاليت ديپلماتيك علي قلي مسعود انصاري، مشاور الممالك يك عمر ديپلمات


نويسنده: محمود طاهر احمدي-- پژوهشگر پژوهشكده اسناد سازمان اسناد وكتابخانه ملي ايران

اشاره: مشاورالممالك انصاري از ديپلمات هاي كاردان و موفق وزارت امور خارجه در اواخر دوره قاجاريه و اوايل حكومت پهلوي بود كه كار خود را در وزارت امور خارجه از منشي گري آغاز كرد و بارها به وزارت امور خارجه و سفير كبيري ايران در اتحاد شوروي رسيد. مهمترين فعاليت ديپلماسي مشاورالممالك در مقام سفير ايران در شوروي، موفقيت وي در گفتگوهايش با مقامات شوروي درباره بهبود روابط دو كشور بود كه در نهايت منجر به امضاي قرارداد مودت 1921 م و قرارداد تجارتي مهر 1306 خ شد. در اين مقاله با اشاره به روابط ايران و شوروي و نقش مشاورالممالك در بهبود آن به سلوك اخلاقي و رفتار اجتماعي وي نيز اشاراتي شده است. فرزندان او نيز اهل دانش و امور اداري بودند كه از ميان مي توان به نواده ارجمند و دانشمندش سركار خانم دكتر نوش آفرين انصاري (محقق) اشاره كرد كه در ارتقاي فرهنگ كشور و به ويژه كتابخانه ها نقش مهمي داشتند.

علي قلي مسعود انصاري ملقب و مشهور به مشاورالممالك در جمادي الثاني1285ق/ مهر 1247خ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش ميرزا حسن خان نايب الوزاره، سالها در طرابزون و حاج طرخان كنسول بود و پس از آن به رياست محاكمات وزارت امورخارجه رسيد. حسن خان، فرزند ضيا ءالسلطنه، دختر بزرگ فتحعلي شاه و ميرزا مسعود انصاري گرمرودي، وزير امورخارجه محمدشاه بود. پدربزرگش مستوفي آذربايجان و نياكانش تا چندين پشت، همه عالمان دين بودند و در آذربايجان شيخ الاسلام. با اين همه در اواخر عمر بيكار و خانه نشين شد و روزگارش به سختي و عسرت گذشت و عاقبت بر اثر ابتلا به سياه زخم، چشم از دنيا فرو بست.
    
     علي قلي، فرزند ميرزاحسن خان، در جواني براي ادامه تحصيل به طرابزون رفت و در مدرسه ژزوئيت هاي كاتوليك به دانش اندوزي پرداخت و از جمله افزون بر فراگيري زبان روسي، فرانسوي را نيز چنان آموخت كه با رواني به آن سخن مي گفت و به خوبي مي نوشت. از اين رو در 1305 ق/ 1267 خ، به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و در اداره تحريرات عثماني به منشي گري پرداخت. دو سال بعد با عنوان نايب كنسولگري رهسپار حاج طرخان شد و پس از سه سال اقامت در آنجا در 1310 ق/ 1272 خ، به وطن بازگشت و در عين حال كه مترجم اول وزارت امور خارجه شد، مديريت تحريرات اداره دول غيرهمجوار را نيز برعهده گرفت.
    
     در 1896م / 1275خ، هنگام تاج گذاري نيكلاي دوم، امپراتور روسيه، دولت ايران هياتي را به رياست شاهزاده عباس ميرزا ملك آرا، براي عرض تبريك و شركت در مراسم تاج گذاري به مسكو فرستاد كه علي قلي خان انصاري يكي از اعضاي آن بود. در اواسط 1320ق/ پاييز 1282 خ، كه مشيرالملك (ميرزا حسن خان پيرنيا مشيرالدوله) با عنوان وزير مختار ايران عازم پترزبورگ بود، علي قلي خان انصاري را مشيرالدوله، وزير امور خارجه (پدر مشيرالملك) به دبير اولي گمارد و او را با مشيرالملك به پترزبورگ فرستاد.
    
    مشاورالممالك انصاري پس از چهارده سال اقامت در روسيه تزاري به تهران فراخوانده شد و در 17 صفر 1334 /3 دي 1294، با عنوان وزير امور خارجه دولت عبدالحسين ميرزا فرمانفرما مشغول به كار شد؛ اما عمر دولت فرمانفرما سخت كوتاه بود و پس از دو ماه و اندي مستعفي شد و مشاورالممالك نيز از وزارت بركنار و خانه نشين گرديد. كناره گيري مشاورالممالك از سياست دو سال طول كشيد. در اين مدت، وضع مالي او سخت دچار آشفتگي گرديد و تنگي معيشت چنان شد كه ناچار، ملك خود را در ورامين فروخت و بهاي آن را صرف هزينه هاي روزمره كرد. پس از طي اين دوران، دوباره به صحنه سياست بازگشت و در دولت هاي مستعجل آن ايام عهده دار پست وزارت امور خارجه شد. آن دولتها عبارت بودند از: كابينه اول و دوم مستوفي الممالك (27 دي و اسفند 1296)، كابينه صمصام السلطنه (10 ارديهبشت 1297) و كابينه وثوق الدوله (15 مرداد 1297).
    
     از آن سو با آغاز جنگ جهاني اول در 1914 م، ايران نيز از گزند شراره هاي آن آتش سهمناك در امان نماند و وضع
    
    به گونه اي شد كه سراسر كشور زير سلطه مشترك روس و انگليس درآمد. در اين ميان روسيه تزاري، دشمن اصلي استقلال و تماميت ارضي ايران در مارس 1917م، سقوط كرد و در ژوئيه همان سال، حكومت كرنسكي تمام طرح هاي امپرياليستي را مردود اعلام كرد و از پيشروي نيروهاي روسي در ايران جلوگيري نمود و بر آن شد در اسرع وقت آنها را از ايران فراخواند. در اين حال بلشويك هاي حاكم بر روسيه پس از اكتبر 1917، براي جلب دوستي ايران به تكاپو پرداختند و از جمله در 3 دسامبر 1917، شوراي كميسرهاي خلق طي بيانيه اي، امپرياليسم تزاري در ايران را محكوم كرد و معاهده 1907 م را كان لم يكن محسوب داشت.
    
     دلگرم كننده تر از اين بيانيه يادداشت 27 ژانويه 1918/7 بهمن 1296 تروتسكي كميسر امورخارجه به دولت ايران بود كه در آن علاوه بر الغاي معاهده 1907، تمام معاهدات امپرياليستي ايران و روسيه تزاري را نيز ملغي كرد. ايرانيان كه با انقلاب اكتبر 1917 روسيه بارقه اميدي در دلشان تابيده بود، براي استيفاي حقوق از دست رفته خود در سالهاي جنگ به پا خاستند و از جمله هياتي را به نمايندگي دولت ايران و به رياست مشاورالممالك انصاري، وزير امورخارجه دولت وثوق الدوله در 1298خ، براي شركت در كنفرانس صلح ورساي به پاريس فرستادند تا درخواست پرداخت خساراتي را كه در جنگ بين المللي اول به ايران وارد شده بود، به مقامات كنفرانس تسليم كنند.
    
     با وجود اين بر اثر انعقاد قرارداد 1919، ميان ايران و انگليس، موضوع دريافت خسارت منتفي شد و مشاورالممالك از پست وزارت امور خارجه معزول و به سفارت ايران در تركيه گماشته شد (1301-1299).
    
     انتشار متن قرارداد 1919 ايران و انگليس افزون بر برانگيختن خشم مليون ايران، دولت شوروي را نيز به موضع ضديت با دولت ايران كشاند. براي همين در 28 اوت 1919/5 شهريور 1298، كميسارياي امور خارجه اتحاد شوروي در بيانيه اي شديداللحن قرارداد1919 را كاغذ پاره اي خواند كه به وسيله آن حاكمان ايران، خود و كارگران و كشاورزان ايران را به راهزنان انگليسي فروختند--
    
    مخالفت شديد و سرتاسري مردم ايران با قرارداد 1919، از يك سو و پياده شدن واحدهاي دريايي ارتش سرخ در انزلي و تسخير شمال ايران در 18 مه 1920 / 28 ارديبهشت 1299، ادامه زمامداري وثوق الدوله را ناممكن كرد و وي به ناچار در 3 تير 1299، از مقام خود كناره گرفت و به خارج از كشور رفت.
    
    دولت بعدي را مشيرالدوله پيرنيا تشكيل داد و از همان آغاز كار، مشاورالممالك انصاري را به مسكو فرستاد تا به نمايندگي از سوي دولت ايران مستقيماً با مقامات دولت شوروي درباره عقد قرارداد مودت ميان ايران و شوروي به گفتگو بنشيند. مذاكرات در مسكو همچنان ادامه داشت و مي رفت تا به عقد قرارداد مودت منجر شود كه در ايران براثر كودتاي 3 اسفند 1299، دولت مشيرالدوله سرنگون شد و زمام امور به دست رئيس دولت برآمده از كودتا، يعني سيدضياءالدين طباطبايي افتاد.
    
     با وجود اين مشاورالممالك موفق شد قرارداد مودت ايران و شوروي را در 26 فوريه 1921 / 8اسفند 1299، به تصويب رساند و خبرش را به تهران مخابره كند.
    
     پس از انعقاد قرارداد 1921، مشاورالممالك تا 1305 خ، با عنوان وزيرمختار ايران در مسكو به انجام وظيفه پرداخت.
    
    در واپسين ماههاي اقامت مشاورالممالك در مسكو، در 9 آبان 1304، مجلس شوراي ملي خاندان قاجار را از سلطنت خلع كرد و رضاخان پهلوي را به رياست موقت مملكت انتخاب نمود. پس از استقرار رضاشاه بر اريكه قدرت، مهمترين مسأله اي كه حكومت وي در زمينه روابط خارجي با آن روبرو شد، مسأله رابطه ايران و شوروي بود و نگران كننده ترين مورد آن روابط تجاري ميان دو كشور. رضاشاه كه مي خواست با روسها به توافق برسد و در عين حال انگليسي ها را نيز راضي كند، در 16 خرداد 1305، دولت جديدي به رياست مستوفي الممالك تشكيل داد كه درآن ميان عناصر هواخواه انگلستان و طرفداران اتحاد شوروي توازن برقرار شده بود. وثوق الدوله از دوستان نزديك بريتانيا و رابط ميان هيأت دولت و سفارت انگليس، به وزارت ماليه رسيد و مشاورالممالك كه مورد اطمينان روسها بود، به سمت وزير امور خارجه منصوب شد.
    
    مستوفي الممالك موضوع انعقاد قرارداد تجارتي با شوروي را در را‡س برنامه هاي خود قرار داد و در 17اسفند 1305 اعلام كرد: دولت بر آن است نماينده اي به مسكو بفرستد تا با نمايندگان دولت شوروي مذاكره كند. اين نماينده كه مورد توجه روسها نيز بود، كسي جز مشاورالممالك، وزير امور خارجه نبود. مشاورالممالك انصاري در 28 اسفند رهسپار مسكو شد و بي درنگ كار خود را در آنجا آغاز كرد. مذاكرات به كندي پيش مي رفت و مقامات شوروي به سختي بر سر موارد اختلاف دو كشور به توافق مي رسيدند. با وجود اين سرانجام پس از تقريبا، شش ماه اقامت در مسكو، مشاورالممالك توانست گفتگوها رابه سامان برساند و قرارداد تجارتي ايران و شوروي را در 8 مهر 1306، به امضا برساند. پس از اين موفقيت، مشاورالممالك در دولت مخبرالسلطنه هدايت نيز وزير امور خارجه شد و از 11 خرداد 1306 تا اول تير 1307، در اين سمت به انجام وظيفه پرداخت.
    
    براثر مشكلات و تنش هاي رو به تزايد سياسي - اقتصادي در روابط ايران و شوروي، مشاورالممالك از 1307، دوباره با عنوان سفير كبير ايران در اتحاد شوروي به مسكو رفت و تا اسفند 1309، به حل و فصل امور پرداخت.
    
    پس از آن به سمت وزير مختار ايران در لندن برگزيده شد و براي انجام دادن مأموريت به انگلستان رفت. در همين مأموريت بود كه تيمورتاش، وزير مقتدر دربار پهلوي، در آخرين سفرش به اروپا دربارهٍ تجديدنظر در قرارداد نفت با سرجان كدمن، رئيس شركت نفت ايران و انگليس به گفتگو نشست.
    
    مذاكرات به نتيجه مطلوب نرسيد و تيمورتاش نيز در اواخر 1311، مغضوب و از وزارت دربار معزول شد و به زندان افتاد. پس از توقيف تيمورتاش، مشاورالممالك به جرم اينكه مشروح مذاكرات تيمورتاش با سرجان كدمن را به تهران گزارش نداده بود، معزول و به تهران فراخوانده شد. در حالي كه مذاكرات مربوط به نفت كاملاً سرّي انجام شده بود و مشاورالممالك از كم و كيف آن خبر نداشت.
    
     به گفته عبدالحسين مسعود انصاري، فرزند مشاورالممالك، در اواسط تير 1319، رضاخان مشاورالممالك انصاري را كه در سال 1313 بازنشسته شده بود، احضار كرد و به او گفت كه: "براي من مسلم شده كه شما قصوري نكرده و برعكس به اين آب و خاك صادقانه خدمت كرده ايد." اندكي پس از اين ديدار، مشاورالممالك براثر ابتلا به سينه پهلو، در 20مرداد 1319، در هفتاد و شش سالگي درگذشت.
    
    علي قلي انصاري (مشاورالممالك) مردي فروتن و خوش خلق بود. نسبت به ديگران اهل گذشت بود و دستي گشاده داشت. در تمام مدتي كه معاون وزارت امور خارجه بود، بيشتر حقوق خود را بين كارمندان تنگدست آن وزارتخانه تقسيم مي كرد. او مردي عارف مسلك بود و عبادت حقيقي را خدمت به خلق خدا مي دانست؛ از اين رو در خدمت به مردم از پاي نمي نشست و از صرف مال در اين راه و كمك به آنان دريغ نداشت. وي همه چيز را از خدا مي دانست و همواره به او توكل مي كرد و از گردش گيتي و ناملايمات زمانه درهم نمي شد و از تنگدستي نمي ناليد و به مال و جاه اعتناي چنداني نداشت. هرگاه در كشاكش زندگي سياسي به ناچار خانه نشين مي شد و به كنج عزلت فرو مي رفت، قناعت را پيشه خود مي كرد و به هرچه خدا مي داد، راضي بود؛ زيرا رستگاري را در تسليم و قناعت و استغنا مي ديد و در همه حال آرامش خاطر خود را از دست نمي داد و در عين حال توقف را در زندگي به هيچ صورت جايز نمي شمرد و در رسيدن به مراتب بالاتر و هدفهاي خود، تا جايي كه آسيبي به شخصيتش وارد نشود، تلاش مي كرد.
    
     او چون همه چيز را از خدا مي دانست، اغلب اين بيت را زمزمه مي كرد:
    
    گر رنج پيشت آيد و گر راحت اي حكيم
    
    نسبت مكن به غير، كه اينها خدا كند
    
    كتاب شناسي
    
    - مسعود انصاري، عبدالحسين (1351): زندگاني من و نگاهي به تاريخ سياسي ايران و جهان، تهران، ابن سينا، ج1و2.
    
    - بامداد، مهدي (1371): شرح حال رجال ايران، تهران، زوار، چاپ چهارم، ج 2.
    
    - عاقلي، باقر (1380): شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، گفتار، ج 2.
    
    - مرسلوند، حسن (1375): زندگينامه رجال و مشاهير ايران، تهران، الهام، ج 1.
    
    - طاهر احمدي، محمود (1384): روابط ايران و شوروي در دوره رضاشاه، تهران، مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي.
    
    - دولت هاي ايران از ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله تا ميرحسين موسوي، اداره كل آرشيو، اسناد و موزه دفتر
    
    رئيس جمهور، تهران، 1376.
    
    



    
   

نوشته شده توسط ایشله لی در 17:32 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 28 اردیبهشت1388

مشاهیر اشلق1-میرزامهدی خان

به دلایل مختلف تصمیم گرفته بودم  اینجا شعر فارسی ننویسم(البته خودم یک بیت هم شعر فارسی ندارم و اگر می دانستم همه می توانند زبان مادریمان را به راحتی بخوانند وبنویسند همین سطور را نیزترکی می نوشتم )ولی چون شاعرش اشلقی است و شاید خیلی از هم سن وسالان من شناختی از ایشان نداشته باشند لذا چند بیتی از شاعر به همراه معرفینامه کوچکی از ایشان را امروز درج می کنم.جهت اطلاعات بیشتر می توانید به منابع معرفی شده مراجعه فرمایید.

 محمدمهدي ، فرزند ميرزا ابومحمد انصاري اشلقي گرمرودي آذربايجاني ، معروف به ميرزا مهدي خان و متخلص به نثار. از شاعران متاخر و معاصران ناصرالدين شاه قاجار است . نسبت وي به روايت مولف ريحانةالادب به خواجه عبداللّه انصاري ميرسد، پدرش منشي عباس ميرزا نايب السطنه و خود وي منشي ديوان رسايل امير نظام محمدخان زنگنه بوده و پس از صدرات يافتن اميرکبير به سابقه خصومتي که با هم داشته اند کارش به تباهي و تنگدستي مي کشد و در عهد صدارت ميرزا آقاخان نوري باز عزت و حرمت مي بيند. وفات وي به سال 1283 يا 1279 ه' . ق. اتفاق افتاده است . او راست :
اي برده نرگست ز من ناتوان توان
همواره سوده بر قدمت گلرخان رخان
سودن به خاک پاي تو اي مه جبين جبين
بهترز تکيه بر فلک عز و شان ز شان
جاني به جسم از نفس روح بخش بخش
آبي بر آتشم ز رخ خونفشان فشان .

(از ريحانةالادب ج 4 صص 164 - 166).


و نيز رجوع به مجمعالفصحا ج 2 ص 525 و گنج شايگان ص 445 و دانشمندان آذربايجان ص 371 و مجله يادگار سال 2 شماره 8 ص 72 شود.

نوشته شده توسط ایشله لی در 17:51 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 13 اردیبهشت1388

گلون چیخون قوشلار گئدیبدی قیشلار

منه آتش ویریب سس سیز یاخیشلار

نازیک بولودلاردان یاغیر یاغیشلار

بوگون کوسه ر صاباح موطلق باغیشلار

 

نوشته شده توسط ایشله لی در 15:26 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 10 اردیبهشت1388

اردیبهشت اشلق

نوشته شده توسط ایشله لی در 14:51 |  لینک ثابت   • 
 
------------------------------------------------------------------------------------





Powered by WebGozar